تو را به جای همه كساني که نمیشناختم دوست میدارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمیزیستهام دوست میدارم
برای خاطر عطر گسترهی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب میشود، برای نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان
تو را به جای همه كساني که دوست نمیدارم دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش به تکیه گاه مهربون رفیق راه من باش
بی نهایت ...... با صداقت ...... تا قیامت
ای كاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یك پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
ای كاش احساسم كبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میكرد
از دست تو یك دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میكرد
ای كاش احساسم درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
ای كاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد
ای كاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود
ای كاش احساسم قلم میگشت
تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی كه " دوستت دارمی " میگشت
تا معنی احساس من میشد .
خدایا
می گن تو هركسی رو كه بیشتر دوست داری در اوج گناه بهش فرصت توبه می دی ....
ازت ممنونم كه اینهمه فرصت به من دادی و من قدر این لحظات رو ندونستم و تو باز منو تو اوج بدی ها به درستی كشوندی .....
خدایا شكرت ...
شكر.
به عظمت و بزرگیت شكر...
فرشتگان از خدا پرسیدند :
خدایا تو که بشر را آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟
خدا گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم. چون این مخلوقه (بشر) تا غمگین نشود به یاد
خالقش نمی اُفتد.
قصه عشق من و تو قصه خواب و خیاله من و تو ماهی و آبیم که جدائیمون محاله